هر جا که دلت میخواهد برو . . . - تاریخ: 1392/10/14 ساعت: 21:21
 هی فلانی ! دیگر هوای برگرداندنت را ندارم . . .  هر جا که دلت میخواهد برو . . .  فقط آرزو میکنم  وقتی دوباره هوای من به سرت زد . آنقدر آسمان دلت بگیرد که با هزار شب گریه چشمانت , باز هم آرام نگیری . . .  و اما من . . .  بر نمیگردم که هیچ .! عطر تنم را از کوچه های پشت سرم جمع میکنم , که نتوانی لم دهی...
شب های بی رحم رفتن تو . . . - تاریخ: 1392/10/14 ساعت: 21:13
 بی قراره توام و در دل تنگم گله هاست آه . بی تاب شدن عادت کم حوصله هاست  مثل عکس رخ مهتاب که افتاد در آب در دلم هستی و بین من و تو فاصله هاست آسمان با قفس تنگ چه فرقی دارد  بال وقتی قفس پر زدن چلچله هاست بی تو هر لحظه مرا بیم فرو ریختن است مثل شهری که به روی گسل زلزله هاست باز میپرسمت از مساله و دور...
عكس هاي عاشقانه جديد - تاریخ: 1392/10/14 ساعت: 15:18
                                                       بقيه عكس ها در ادامه مطلب
و باز هم نسل ما - تاریخ: 1392/10/13 ساعت: 15:22
 ما نسل بوسه های خیابانی هستیم . نسل خوابیدن با اس ام اس . نسل درد و دل با غریبه های مجازی . نسل غیرت رو خواهر و رو شن فکری رو دختر همسایه . نسل خونه خالی و دعوت به شام . نسل پول ماهانه وی پی ان . نسل مانتوی تنگ . نسل شینیون زیر روسری . نسل شارژهای اینترنتی . نسل عکس های برهنه در ساحل دبی . نسل جمله...
چه روزگار بدی . . . - تاریخ: 1392/10/13 ساعت: 15:14
 رو خیلیا خط کشیدم تا به عشقم برسم . . . غافل از این که خودم خط خورده ی عشقم بودم که به عشقش برسه 
آبرویم را خریدی عاقبت با تهمتی - تاریخ: 1392/10/12 ساعت: 23:26
 گفته بودی درد و دل کن گاه با هم صحبتی کو رفیق رازداری ؟ کو دل پرطاقتی ؟ شمع وقتی داستانم را شنید آتش گرفت شرح حالم را اگر نشنیده باشی راحتی تا نسیم از شرح عشقم با خبرشد . مست شد غنچه ای در باغ پرپر شد ولی کو غیرتی ؟ گریه میکردم که زاهد در قنوتم خیره ماند دور باد از خرمن ایمان عاشق آفتی  روز هایم را...
حقیقت تلخ . . . - تاریخ: 1392/10/12 ساعت: 23:14
 آن روز ها گنجشک را رنگ میکردند و جای قناری میفروختند این روزها هوس را رنگ میکنند و به جای عشق میفروشند آن روز ها مال باخته میشدی  و این روزها دلباخته . . .   
شعر عاشقانه . . . - تاریخ: 1392/10/12 ساعت: 23:11
 گفته بودند که از دل برود یار چو از دیده برفت                      سالها است که از دیده ی من رفتی لیک دلم از مهر تو آکنده هنوز                                                   دست ایام مرا دست ایام ورقها زده است زیر بار غم عشق قامتم خم شد و پشتم بشکست                         در خیالم اما همچنان روز...
حرفای دلمه . . . - تاریخ: 1392/10/12 ساعت: 22:58
صدامو داری به احترامت هیچ وقت حتی من نمی نداختم نگامو جایی رفتی با اینکه می دونستی تورو دوست داشتمو رو هیچکی نی اون حسی که رو تو بود و هست شاید از اولشم من بودم که نباید می ذاشتم رو تو دست رو همه خوبی هام بستی چطور نگاتو هیس هیچی نگو فقط ببر صداتو ببین چه دپرسم ببین چه بی حسم دیگه من نه حتی به خودمم...
غمگینم . . . - تاریخ: 1392/10/12 ساعت: 18:16
 خواستم وقتی آمدم چشم هایت را از پشت بگیرم . . . دیدم طاقت شنیدن اسم هایی را که میگویی ندارم . . . !
آدما - تاریخ: 1392/10/12 ساعت: 18:11
 یه دوست خوب میگفت : آدما مثل کتابن تا وقتی تموم نشدن جذابن . پس سعی کن خودتو جلوی دیگران ورق نزنی  تا زود تموم نشی ! چون تا تموم  بشی میرن سراغ یکی دیگه . . . !
درس عبرت !!! - تاریخ: 1392/10/12 ساعت: 18:08
 سازنده ترین کلمه گذشت است . . . آن را تمرین کن .  پر معنی ترین کلمه ما است . . . آن را به کار ببر .  عمیق ترین کلمه عشق است . . . به آن ارج بده . بی رحم ترین کلمه تنفر است . . . از بین ببرش . 
اگه یه روز . . . - تاریخ: 1392/10/12 ساعت: 18:05
 اگه یه روز رفتی و دیگه برنگشتی بهت قول نمیدم منتظرت بمونم اما از تو میخوام وقتی اومدی یک شاخه گل روی قبرم بگذاری !!!!
باران . . . - تاریخ: 1392/10/12 ساعت: 18:03
 نبار باران ! عاشقانه اش نکن . دیگر من و او . ما نمیشویم ! ببار باران من سفر کرده ای دارم که یادم رفت آب پشت پایش بریزم !
پیکت را بالا بگیر . . . - تاریخ: 1392/10/12 ساعت: 18:01
 پیکت را بالا بگیر . . .  بزن به سلامتی آرزوهایی که هیچ وقت لمس نکردی . . .  بزن به سلامتی عشقی که طالعش با تو نبود و هنوزم دوسش داری . . .  بزن به سلامتی شب هایی که تو در تنهاییت گریه کردی و ندونستی چرا . . . ؟! بزن به سلامتی دوست هایی که از پشت بهت خنجر زدن . . . بزن به سلامتی اونی که گفت دوستت دا...
آدمک . . . - تاریخ: 1392/10/12 ساعت: 16:57
                           آدمک آخر دنیاست بخند                                   آدمک مرگ همینجاست بخند                          آن خدایی که بزرگش خواندی                            به خدا مثل تو تنهاست بخند
iهزینه عشق - تاریخ: 1392/10/11 ساعت: 16:51
 شبی پسر کوچکمان یک برگ کاغذ به مادرش داد . همسرم که در حال آشپزی بود دست هایش را با حوله ای تمیز کرد و نوشته هارا با صدای بلند خواند . او با خط بچه گانه نوشته بود :                      کوتاه کردن چمن باغچه                                   پنج دلار                      مرتب کردن اتاق خوابم        ...
عشق و دیوانگی ! - تاریخ: 1392/10/11 ساعت: 16:18
 در زمان های بسیار قدیم  وقتی هنوز پای بشر به زمین نرسیده بود فضلیت ها وتباهی ها دور هم جمع شده بودند .  آن ها از بیکاری خسته و کسل شده بودند . ناگهان ذکاوت ایستاد و گفت : بیایید یک بازی بکنیم مثل قایم باشک .  همگی از این پیشنهاد شاد شدند . دیوانگی فورا فریاد زد که چشم میگذارم . از آن جایی که هیچ کس...
قلب . . . - تاریخ: 1392/10/11 ساعت: 15:15
 پسر به دختر گفت : اگه یه روزی به قلب احتیاج داشته باشی مطمین باش اولین نفری هستم که میام و قلبمو با تمام وجود  تقدیمت می کنم .  دختر لبخندی زد و گفت ممنونم . . .  تا اینکه یک روز اون اتفاق افتاد . حال دختر خوب نبود . . . نیاز فوری به قلب داشت . از پسر خبری نبود .  دختر با خودش میگفت : میدونی که من ...
دلتنگی . . . - تاریخ: 1392/10/11 ساعت: 1:01
 دلتنگی پیچیده نیست . . . ! یک دل . . . ! یک آسمان  . . . ! یک بغض . . . ! و آرزوی ترک خورده . . .! به همین سادگی .